السيد الخميني

321

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

حَيْثُ قالَ : كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى « 1 » . چنان [ كه ] نسيان آيات و كورى باطنى از رؤيت مظاهر جمال و جلال حق سبب عَماى در عالم ديگر شود ، تذكر آيات و اسماء و صفات و يادآورى حق و جمال و جلال او قوّت دهد بصيرت را و رفع حجب نمايد به قدر قوّت تذكر و نورانيت آن . چنانچه تذكر آيات حق و ملكه شدن آن ، بصيرت باطنى را به قدرى قوّت دهد كه جلوهء جمال حق را در آيات مشاهده نمايد ؛ و تذكر اسماء و صفات موجب شود كه حق را در تجليات اسمائيه و صفاتيه شهود كند ؛ و تذكر ذات بىحجاب آيات و اسماء و صفات رفع جميع حجب كند و يار بىپرده تجلى نمايد . و اين يكى از توجيهات و تأويلات فتوحات ثلاثه است كه قرّةالعين عرفا و اولياست : « فتح قريب » و « فتح مبين » و « فتح مطلق » كه فتح‌الفتوح است « 2 » . همين‌طور كه تذكرات ثلاثه رفع حجب سه‌گانه را نمايد ، محبت با يكديگر در راه خدا سبب حبّ خدا شود . و اين حبّ نيز نتيجه‌اش رفع حجب مىباشد ، چنانچه عرفاى شامخين فرمايند . معلوم است اين محبوبيت نيز داراى مراتب است ؛ چنانچه حبّ فىاللَّه از حيث شوب و خلوص نيز داراى مراتب كثيره است . و خلوص تام آن است كه شوب به كثرات اسمائى و صفاتى هم نداشته باشد . و اين موجب حبّ تام است ؛ و محبوب مطلقْ محجوب از وصال نخواهد شد در شريعت عشق ، و بين او و محبوبش حجابى نخواهد ماند . و بدين بيان مىتوان ربط داد بين دو سؤال جناب موسى - عليه السلام - زيرا كه پس از آن‌كه آن حضرت شنيد كه حق تعالى فرمود : من جليس ذاكرم هستم ، وعدهء وصال و وصول به جمال ، كه در دل داشت از محبوب شنيد ، خواست ارباب وصال را استقصا كند تا به همهء شؤونْ قيام به وظيفه نمايد ، عرض كرد : « فمن في سترك يوم لا ستر إلاسترك ؟ » كيان‌اند در پناه تو كه از تعلقات رسته و در قيد حجب نيستند و به

--> ( 1 ) - « همچنان‌كه آيات ما به سوى تو آمد و تو آنها را فراموش كردى ، پس همچنان امروز نيز تو فراموش خواهى شد » . ( طه ( 20 ) : 126 ) ( 2 ) - ر . ك : حديث بيست و يكم ، صفحهء 379 ؛ اصطلاحات الصوفية ، كاشانى ، ص 135 .